|
|
|
|
|
در روزگاری که دوربین های موبایل تشنه کوچکترین غفلتند. در روزگاری که زنان در عروسی ها و استخر ها و حتی در مهمانی های خانوادگی امنیت ندارند. در روزگاری که فیلم سکسی هنرپیشه تیره بخت، میلیاردها تومان گردش پول دارد. در روزگاری که در اتوبوس و تاکسی و دانشگاه Bluetoothها برای گرفتن کلیپ های جنسی دست و پا میزنند. در روزگاری که چت روم ها به جز هوس های نوجوانی اندکی درون مایه ندارد و تمام جستجو های گوگل و یاهو به کلمات جنسی ختم می شود. در روزگاری که نرها برای ماده ای همچون حیوان ها به جان یکدیگر می افتند و یا گروهی بر ماده ای می تازند و آبرو استخوان گلو می شود. در روزگاری که برادر به اشتباه از خواهر لذت می برد. در روزگاری که بیشترین درآمد داروخانه ها از فروش قرص های ضد بارداریست. در روزگاری که زنان و مردان برای ارضاء خود یا به همجنسان حمله می کنند یا خود را به بازی میگیرند. در روزگاری که زنان حامله بار خود را بر سر راه دیگران رها می کنند و روح ها در نطفه سقط می شوند. در روزگاری که خرید و فروش فیلم های به اصطلاح سوپر شغل دوم خیلی ها شده و چه درآمدی دارد این شغل دوم. در روزگاری که زنان شوهردار با نوبالغان هم لذت می شوند. در روزگاری که درآمد میلیاردی مخابرات از smsهای شهوت آلود است. در روزگاری که عروسکان هنرپیشه نما هرچه پرجذبه تر باشند پر کارتر می شوند و پیشکسوتان و کار بلدان خانه نشین. در روزگاری که منشی ها باید دختران مجرد باشند و تمام وقت، تا آنجا که متصدی آژانس چرثقیل، تقاضای منشی مجرد چند کاره می کند. در روزگاری که موسیقی های رپ با اشعار سکسی خوانده می شود و دیگر از هیچ پخشی نوای دلنشین نی و تار و پیانو به گوش نمی رسد. در روزگاری که پزشکی و معلمی دیگر آن قداست قبل را ندارد چرا که روابط خصوصی جایگزین معالجه و تعلیم شده است. در روزگاری که گاه دختری معصوم با نیتی پاک، دل میدهد اما قربانی شهوت پسری گرگ صفت می شود و گاه پسری ساده لوح در جستجوی رخ زیبای دختری، ناکام جان میدهد. و ما در این جامعه زندگی میکنیم. چه شده است که دیگر زنان، پسران را دیو های غرق در هوس می پندارند و مردان ،دختران را به چشم کالای جنسی دست چندم می بینند. آیا همه این بلا ها ناشی از مرگ ع ش ق نیست؟ اینها حرف های یک جامعه شناس بدبین و یا یک خشک مذهب متحجر نیست ، من هم جوانی مثل شما هستم، من خود را تافته جدا بافته نمیدانم. ما چه در متن این سرنوشت شوم باشیم وچه ناظر آن، باید به فکر چاره باشیم، چاره ای که لااقل خود قربانی این تقدیر ناخواسته نشویم. |
||