|
|
|
|
|
در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست * آنجا که بخندی ، درآن نور خدا هست گرچه نان خشکی به چکیده آلودست لیک برای ماندن تو، زیر پا جاهست دستهایمان همه از سرما ترک خورده با این وجود درون قلب هایمان گرماهست ویو و چشم اندارمان ساحل و جنگل نیست ولی برای چریدن گوسفندان صحراهست ماهواره، رایانه و آتاری دستی نداریم در گنج بیشه دو خر برای تماشا هست حساب بانکی چیست؟ کارت اعتباری کدامست؟ دو عدد گاو و سه بزغاله برای غذا هست نه پژو ، نه دوو ، نه تویوتا و نه بی ام و بجایش یکی دو قاطر برای چراهست ایرانسل و همراه اول اینجا آنتن ندارد برای با خبر شدن حنجره ی پرصداهست سرویس بهداشتی، حمام، جکوزی ندیده ایم اما برای تخلیه ی درون، خلاهست سفر به شرق دور، دبی ، اروپا نرفته ایم برای رفتن به ده پایین ، راه هست اینجا کمیته امداد و بهزیستی شعبه ندارد اما برای کمک های خیرین ، گدا هست باید بگویم: بله و آری برایمان نامفهوم است اما برای پاسخ دادن عروس ،" ها" هست. ............................... *نیازی نمی بینم که بگم مصرع اول مال من نیست! |
||