تبليغاتX
اتهام به خود
می روم خسته و افسرده و زار ، سوی منزلگه ویرانه خویش...

خداوندا!

در این برهوت عاطفه، دلهای سنگی را بشکن

در گورستان زندگی ، معرفت کمیاب شده

ناخدایان نامرد را در طوفان تنهایی غرق کن.

خداوندا!

جنین های سقط شده فزونی یافته،

مادران نامادر، را مادر کن.

خداوندا!

شهرت سایه شهوتی است در نور ایستاده،

شهوت شهرت را از دل هنرمندان بیرون ریز.

خداوندا!

عبادت عادت شده،

عبادت هایمان را عادت مکن.

خداوندا!

محبت خریدار ندارد،

ما را مشتری محبتت کن.

خداوندا!

عشق، لغلغه زبان نابالغان شهوت پیشه است،

الفبای سخت عشق را به ما بیاموز.

خداوندا!

دلم برایت تنگ شده،

بیش ازین دل تنگم مزار.

...........................

مرگ!

این مرگ چیست؟

که هرکه می میرد عزیز می شود.

ما مرده پرستان هم روزی می میریم و پرستیده می شویم ، آیا؟

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/23ساعت 11:32  توسط سـوتــه دل  | 

شعر زیر نمونه عالی یک شعر کلاسیک امروزی از دوست عزیزم نیــــلوفـــــــــــــر می باشد:

ساعت برای با تو شدن جیغ می کشد
وقتی به روی حنجره‌اش تیغ می کشد
حالا که خواب می شود از دست روزگار
دودی شبیه فاجعه تزریق می کشد
دیگر برای با تو نشستن گذشته است
خطی میان حاصل و تفریق می کشد
شکل گناه می شوم از این جنین سرد
جیغی بنفش از سر تعلیق می کشد
دارم مچاله می شوم از درد سرنوشت
دستی مرا نشانه‌ی تصدیق می کُشد

..........................

چشمان دریده از شهوت

بدنبال بت هاست

و هر لحظه بنده خدایی می شود

غافل از خدا!

...........................

پ۱:شعر اول نمونه عالی یک شعر کلاسیک امروزی از دوست عزیزم نیلوفر است.

پ۲:ایام عیدی همه دوستان رفتن خواب زمستونی! هیچکس پست نمیده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 14:56  توسط سـوتــه دل  |