|
|
|
|
|
رودهاي تشنه ترنج هاي تلخ زندگي را آب مي دهند بوق نفرين قطار نفرت در نهانخانه تنهايي خردم مي كند هياهوي فوتبال در آزادي مترو شلوغ است از پوچي! فنجان قهوه تلخ نشانه بزرگي من است؟! ميداني ديگر ... غرور را به من تزريق مي كنند و من براي نشان دادن خريتم باري ديگر به شعاري دل مي بندم و براي سواري دادن تو را مي شكنم! دارت را به سينه كدام سيبل نشانه رفته ام؟ گام ها را براي له كردن كدام برادر ، بلند مي كنم؟ از كدامين منزل بوي آش رشته مي آيد؟! آش رشته! در كوچه هاي تاريك توهم بدنبال آرزوي نهفته در چنگال سكوتم از پنجره ها عطر خون بلند است جسد هاي برهنه در پي گورند دستان كلفت پستان مادگان را نوازش مي دهند شكم هاي تهي سگ خوري مي كنند و شكم هاي پراز تهي ، بر تخت هاي انساني! لميده اند لب هاي گرسنه بوزينه اند و لب هاي سير ، ياقوت گوشتي! مي خورند باز صبح مي شود اتوبوس ، سواري ، مترو ... كار ، بي كاري ، دزدي مي بيني؟ دستان حاذقي را كه به جيب ما فرو مي رود مي بيني؟ خران باهوشي را كه برملت سوارند اما هنوز قمارخانه بپاست خروس هاي لاري براي دختران نابالغ قمار مي كنند! و من همچنان آدرس تو را مي جويم و بدور از همه اين دغدغه ها در هجله تنهايي خويش براي انگشتان هنرمندي كه پيانو مي نوازد كف مي زنم ومن دوباره درپي آرزويم! |
||
|
|
|
|
|
آيا هيچگاه در دل شب دور از هياهوي زندگي بآسمان پرستاره نگاه كرده ايد؟ و روح شما بعظمت و زيبائي آن مجذوب شده است؟ اين احساس احترام و ستايش بعظمت و زيبائي و اظهار خضوع و تسليم در برابر خالق آن نيايش ناميده ميشود. نيايش ، ارتباط قلبي انسان است با ذات عالم هستي نيايش ، راز و نياز دروني انسان است با كمال مطلق نيايش ، كشش روح است بسوي كانون غير مادي جهان نيايش ، پرواز انسان است بسوي پروردگار عالم نيايش ، منحصر بانسانها نيست تمام موجودات عالم در نيايشي بزرگ شركت دارند هر يك بزبان خود خدا را تسبيح ميكنند. شعله شمع خود نيايشي است و سوختن پروانه ، نيايشي ديگر ... . خنده معصوم كودك نيايشي است و مهر پاك مادر نيايشي ديگر ... . نيايش يك سير روحاني و مكاشفه دروني است ، كه در آن عصاره وجود آدمي ميجوشد ، ميسوزد ، بروح مبدل ميشود بفراخناي عالم هستي بالا ميرود و در وجود كل ، حل ميگردد. آدمي قلب دارد كه مركز احساس عرفاني و ارتباط با كانون نامرئي حيات و درك زيبائي است ، اين قلب با محصولات عقل سيراب نميشود ، نيايش ، لطيف ترين و عميقترين نياز فطري قلب است. هنگام نيايش پرده هاي ضخيم عالم محسوسات از روي قلب بكنار ميرود و مشعل فروزان روح آدمي نور افشاني ميكند. نيايش ، آرامش ضمير ميآورد نفس را تصفيه ميكند روح را انبساط ميدهد ايجاد نشاط ميكند و ظرفيت وجود انسان را از كمال مطلق لبريز مينمايد. در ميان نيايش ها نيايش عشاق ، شوري ديگر دارد. و در ميان عشاق عالم نيز ، علي(ع) جايگاهي خاص دارد. علي(ع) مظهر كمال و عشق و انسانيت ، آنچنان عاشقانه رازونياز ميكند كه دل آدمي آب ميشود ، آنهمه قدرت و شجاعت با آنهمه خضوع و بندگي آنهمه شور و عشق ، با آنهمه ترس از فراق .... . راستي كه مافوق طاقت بشري است. اگر پيرزني ضعيف ، كه قدم بدروازه مرگ نهاده است ، از ترس و وحشت در مقابل خداي تضرع كند ، چندان تعجب آور نيست . يا بيچاره مضطري كه جبر زمان بيرحمانه خردش كرده است ، "امن یجیب" بگويد ... باز هم قابل درك است ولي آنجا كه قدرتمندترين و بي نيازترين مرد روزگار از شب تا بصبح خاضعانه رازونياز ميكند و ميگريد ، قابل فهم بشري نيست. علي فرياد ميزند : *خدايا! من بخاطر ترس از جهنمت ترا نميپرستم به بهشت تو نيز طمعي ندارم تو شايسته پرستشي و محرك من فقط عشق به تو است.* علي تاجر پيشه نبود كه با خداي خود معامله كند و در ازاء عشق پاداشي بخواهد ، عشق شيرازه حيات و هستي او بود و بدون عشق نميتوانست زنده بماند. دعاي كميل شراره هاي آتشي است كه از قلب و روح علي(ع) برخاسته. ***مقدمه دعاي كميل به قلم شهيد دكتر مصطفي چمران(ره)*** ........................................ ............................ .......... پ۱: من که زیاد اهل نیایش نیستم،یعنی همانطور که خود دکتر هم گفته اینجور نیایش ها مافوق بشره،ولی خداییش معنی دعا رو که خوندم حال کردم. پ۲: چقدر زبون زدن به دندون در حال رشد حال میده(دندون عقلمو میگم) |
||
|
|
|
|
|
تقدیم به ایزد بانوی عزیز ؛ اگر هنوز دلتان برای کارتون های کودکیتان تنگ است، اگر هنوز "بگ بگ بگ بگ ...بگ بگ بگ بگ"تیتراژ برنامه کودک و نوجوان شبکه اول در ذهنتان آشناست و مانند آن پسرک منتظرید تا کبوتری بیاید و این صفحه را کنار بزند، اگر هنوز صدای شیرین خانم خامنه ای و یا اجرای دلنشین مریم افشار و الهه رضایی برای گوشتان آشناست، و خلاصه اگر هنوز حسرت تکرار دوباره خاطرات کودکی را دارید، پیشنهاد می کنم این پست را با دقت مطالعه کنید ؛ ایرانی ها : "محله برو بیا" و "محله بهداشت" ؛ دو سریالی که با پخش آنها نامهای بزرگی چون اکبر عبدی، حمید جبلی، حسین محب اهری ، آتیلا پسیانی و خدا بیامرز حسین پناهی بر سر زبان ها افتاد. بچه ها سلامت باشید ، بازم مدرسه دیر شد ، قصه های مجید (اثر برازنده تیم هوشنگ مرادی ، کیومرث پور احمد و مهدی باقر بیگی) ، دنیای شیرین(رضا عطاران ، رضا فیاض) ، دنیای شیرین دریا(مرحوم پوپک گلدره) ، زیر گنبد کبود(همون آقای حکایتی) ، زی زی گو لو(آسی پاسی دراکوتا تابه تا) ، گنجشکک اشی مشی ، خونه مادربزرگه(مخمل ، هاپو کومار) ، مدرسه موش ها(کپل ، دم باریک ، نارنجی ، گوش دراز ، سرمایی) ، وقتی بابا کوچک بود ، کلاه قرمزی و پسر خاله(و جدیدا سروناز) و ... . بی شک همان اندک کارها که انصافا جالب بودند را مدیون زحمات بزرگانی چون: حمید جبلی ، ایرج طهماسب ، مرضیه برومند ، مریم سعادت ، فاطمه معتمد آریا ، رضا بابک ، بهرام شاه محمدلو و... می باشیم. ژاپنی ها : نیک و نیکو ، دوردنیادرهشتاد روز ، بچه های آلپ( و آنت اسب چوبی لوسین را شکست!) ، بابالنگ دراز(جودی ابوت و خانم لیپت) ، بچه های کوه تاراک(جکی و جیل را که یادتان هست ، یکی از کارتون های فوق العاده محبوب من) ، بنر(جغد شاختار و تردید انسانیتش) ، سفر های سند باد(کلاغ سیاهی بنام شیلا !) ، خانواده دکتر ارنست(همان رابینسون واقعی) ، دهکده حیوانات ، رامکال(محبوب ترین کارتون بین بچه های ژاپنی) ، بچه های مدرسه والت ، پینوکیو(پدر ژپتو ، گربه نره ، روباه مکار) ، زنان کوچک(ژانری که ما پسرها زیاد با اون حال نمی کردیم) ، باخانمان(بارون سگ ملوس و پاریکال خر وفادار، با تیتراژی رویایی که بی شک محبوبترین کارتون دوران کودکی من بوده ، پرین با آن لهجه نازش ، آقای وولفران مهربان و خیلی حرف های دیگر که دوست داشتم بگویم اما افسوس که در این مطلب نمی گنجد) ، حنا دختری در مزرعه ، مهاجران ، چوبین ، بلفی ولی لی بیت ، هاچ زنبور عسل ، ای کیوسان(جالب است بدانید که ای کیو هیچ ربطی به آی کیو ندارد) ، ممول(دختر مهربان ، پاشا) ، فوتبالیست ها(کاکرو و وسوباسا ، *فصل پیش پرسپولیس اوضاع درست ودرمانی نداشت اما پدیده ای بنام علیزاده داشت.*این جمله ایست که عادل عزیز در گزارش بازی پرسپولیس با بایرن مونیخ گفت، و کاشیرو چیزی نبود جز اوت دستی هایش! خیلی ها تاثیر فوتبالیست ها را در ایران به ظهور پدیده هایی چون علیزاده منتصب می کنند ، اعجوبه ای که با پرسپولیس اوج گرفت و به طور کاملا ناجوانمردانه ای دامن گیر استقلال شد) ، پسر شجاع ، گانبا ، سفرهای میتی کومان(بهتر است بدانید که میتو کمان که ما به اشتباه میتی کمان می گوییم یک شخصیت محبوب سیاسی در ژاپن است و جالب تر است بدانید پسر خاله شیرین زبانم ، همیشه به من میگه داداش تسوکه! او معتقد است من شبیه اونم!) ، سرندیپیتی(که با چشمانش محبوب شد) ، سفر های مارکوپولو ، یونیکو ، بینوایان(بزرگترین ظلم در حق ما بود! کارتون تلخی که مجبورمان می کرد با حس های معصومانه و دماغ های آویزانمان آن همه ظلم و رنج و وسوسه و تردید و بی عدالتی و اندوه را متحمل شویم ، کوزت و ژان والژان) ، دختری به نام نل ، خاله ریزه( و قاشق سحر آمیزش) ، هاکلبری فین(کارتونی که خیلی سانسور می شد ولی دوست داشتنی بود) ، دخترک کبریت فروش ، شنگول و منگول ، رمی ، موشکا و ویشکا ، جادوگر شهر از ، پیرو پسر کوهستان ، وایکینگ ها(از معدود کارتون هایی که جدیدا هم پخش میشه) و ... . هالیوودی ها: تام و جری(فکر نمی کنم نیازی به تفسیر داشته باشه، بهتر است بدانید که این کارتون براساس نوشته های کمیک عبید زاکانی نوشته شده است) ، گالیور ، یوگی و دوستان ، گوریل انگوری ، لوک خوش شانس(کمیکی از دنیای کابو ها که صبح حای جمعه پخش می شد، با حضور کاراکترهایی چون : بوش وگ ، جالی جامپر ، دالتون ها و...) ، رابین هود ، بامبی ، کایوت و پرنده سریع(انیمیشن بی مزه ای که با وجود اینکه می دانستیم همیشه کایوت به طرز کاملا تکراری و دور از باوری شکست می خورد باز هم نگاه می کردیم) ، معاون کلانتر(کارتون محبوب بچه های امریکایی در دهه 70) ، پلبگ صورتی(چرا داری زیر لب آهنگشو تکرار می کنی؟!) ، مورچه و مورچه خوار ، گربه ملوس ، ملوان زبل ، کارآگاه گجت ، دارکوب زبل ، تو ئی تی و ... . اروپایی ها : زبل خان ، گربه سگ(که جدیدا پخش می شود) ، بارباپاپا ، آقای سکسکه ، وروجک و آقای نجار(کارتونی که توسط یک زن آلمانی نوشته شد، آقای ادر چقدر صبور بود) ، رابرت ، پروفسور بالتازار ، جیمبو ، واتو واتو ، لولک و بولک ، بامزی ، رکسی ، جعبه اسباب بازی ، فردی و مورچه سیاه ، مداد جادو ، سه کله پوک ، موش کور ، پت و مت(پرفروشترین عروسک های جهان ، پخمه هایی که خوشبخت بودند) ، و ... . اینها قسمت عمده ای از خاطرات کودکیمان بود که بنا به درخواست دوست عزیزم "ایزد بانوی گورستان" تنظیم شد. در مورد هرکدام از کاراکتر ها ، نویسنده ها ، سازنده ها ، دوبلور ها و... آنها هزاران حرف شنیدنی داشتم که متاستفانه در قالب این پست ساده نمی گنجید. امیدوارم توانسته باشم شما را با دنیا آرزوهایتان آشتی دهم و باری دیگر خاطرات تلخ و شیرین کودکیتان را زنده کنم. اما چند خواهش : - اگر کارتون محبوب شما از قلم افتاده، ضمن پوزش تقاضا دارم اسمشو بگید، تا با نام خودتون اضافه بشه. - از همه دوستان خواهش میکنم 5 کارتون محبوب خودشون رو بگن، این آمارگیری واسه دل خودمه. |
||
|
|
|
|
|
- مامان مامان بزرگ دوستم فوت کرد، بنده خدا جوون مرگ شد! فقط 109 سال سن داشت. اما خدائیش واسه هیچ کس زحمتی نداشت، یعنی وبال کسی نبود.
- خالم بعد از مدتها بچه دومشو حامله شده بود، اما درست هنگام زایمان فوت کرد. نمی دونم چرا هیچ کس ناراحت نشد.
- بچه اون یکی خالم 7سالش بود. 2هفته از مهر گذشته بود که به علت سرطان خون پرواز کرد. معلمش مثل خالم، زار می زد.
- همکلاسیم تو دانشگاه 22سالش بود، تنها پسر یک خانواده تقریبا مرفه.یه روز دیدم عکسشو زدن تو دانشگاه.داشته با ماشین می رفته بیرون شهر تصادف میکنه.
- دختر همسایه مامان بزرگم خودکشی کرده بود.با مواد شیمیایی، فقط 20 سالش بوده ، می گفتن به خاطر عشقش بوده.
- من که یادم نمیاد میگن تو شلمچه شهید شده، پسر همکار بابامو میگم.23 سالش بوده، دانشجوی مهندسی دانشگاه علم و صنعت.خدایش بیامرزد.
- پدر دوستم آدم عجیبی بود.بیش از حد سیگار می کشید.بچه هاش اصلا آزادی نداشتن.بارها شنیده بودم که مادر دوستم آرزوی مرگ همسرشو داشته.حدود 50سالش بود که سکته کرد و مرد.
- صدا جیغ همسایه ها بیدارمون کرد.ساعت حدود 1 شب بود.بابا و مامانم مکه بودن.وقتی با داداشم رفتیم بیرون با جنازه آویزون پدر همسایه از داربست داخل حیاطشون مواجه شدیم. داربستی که برای رشد درخت انگور بنا شده بود.چقدر تلخ بود.
- تنها عمویم در سن 53 سالگی داغدارمون کرد.از اون به بعد پیر شدن تک تک اعضای خانوادشو میدیدم. جهان مانند غولیست در لباس فرشته، چهره اش چون گل است اما به هنگام بوسه خار ها بر تنت می زند. بی آنکه دهان داشته باشد خون می مکد و جان ها را به یغما می برد. کجایند بزرگ مردانی چون کوروش و سلیمان و افراسیاب؟ و بهتر بگویم؛ آیا از علی (ع) بالاتر داریم؟ اما او هم تن را به حجله خاک سپرد. اگر خود را به موقع به کشتی نجات نرسانی، نهنگ بی رحم اجل نه تنها خونت بلکه استخوانت را می بلعد. *** پ: راستی تو دوست داری کی و چگونه لباس سفر بپوشی؟ |
||