|
|
|
|
|
پاییز، یک نفر چترش را آتش زد. بزرگترین آرزوی یک لال، داشتن میکروفن بود. یک پرنده بعد از رهایی، قفل ساز شد. یک کور، بینهایت آلبوم عکس داشت. یک پرنده در بانک مسکن سرمایه گذاری کرد، قفس برنده شد. یک فیل خواست کارمند شود، در صفحه شطرنج استخدام شد. کریسمس مبارک، آسوده بخوابید، دخترک کبریت فروش همچنان کبریت می فروشد. دیشب مورچه ها نعش سوسکی را به لانه می بردند، فردا من در خانه مورچه ها بودم. گفتند یک جمله در وصف عشق بگو، گفت: فرزند کمتر زندگی بهتر. قدرت: صندلی ای که برای نشستن همه جا ندارد. عشق: یک روز مزرعه دار مترسک را آتش زد. دختران دم بخت به ایستگاه میرداماد می روند. مترو شعر بلندی است با وزن آدمها. آقای سگ عاشق خانم گرگ شده بود، گوسفندان دچار بحران هویت شدند. شعار تمام گاوها اتحاد و یکپارچگی است. اسب نانجیب به جامعه خرها پیوست. پرنده ای در قفس ، به پرنده ای آزاد دل بسته بود. یک نفر برای خودش خانه خرید برای قفسش پرنده. زلزله حرمت بناهای پیر رانگه نمی دارد. کمربند ایمنی دست و پای عزراییل را می بندد. مدینه فاضله خروس، مرغداری است. درخت ناامید هیزم بالقوه است. گلوله محافظه کار به همسر رییس جمهور اصابت می کند. سنگ توالت را به سینه می زند. دختر بانمک شیرین است. نانوایی جوش شیرین می زند، بیچاره فرهاد. عاشق پرنده ای هستم که از روی نت آواز بخواند. با یک گل می توان دل بهار را بدست آورد. غزل خداحافظی همه مرده ها را شاعر می کند. خروس از مرغی که قدقد زیادی بکند، خوشش نمی آید. خواننده ناشی آلبوم عکس پر می کند. واما چند آگهی در چند روزنامه کثیرالانتشار: بادمجان مرغوب، جهت چیدن انواع قاب موجود است(موسسه شکوه دستمال) یک عدد قطار باری حاوی گوگرد، بنزین و پنبه" وشایدم اورانیم غنی شده!!!"در مسیر راه آهن تهران ـــ مشهد "حوالیه نیشابور"مفقود شده است، لذا از این تاریخ به بعد همه پناه بگیرند.(وزارت چاه) فروش فوری، به علت تغییر شغل؛ لوازم مدیریت شامل: پرشیا نوک مدادی، سری مبلمان، میز مدیریت واسرار نظام واگذار می شود.(یک مقام سابقا مسوول) به تعدادی موافق نیازمندیم .(دولت جدید) به تعداد محدودی فاسد جهت دفع افسد نیازمندیم. منشی با روابط عمومی بالا و روابط خصوصی پایین استخدام می شود، اولویت با خانم های مجرد تمام وقت می باشد.(آژانس جرثقیل شهر) به یک هالو جهت شراکت نیازمندیم. کارگر ساده جهت پخش مواد نیازمندیم. سانسورچی چشم پاک نیازمندیم.(تامین برنامه صدا وسیما) اینجانب مش حسن مدتی است گم شده ام، لطفا مراتب را به گاوم اطلاع دهید. کاندیدای محترم انتخابات، بدینوسیله آمادگی خود را برای تخریب چهره ی رقبایتان اعلام می داریم. (اتحادیه ی اسید پاشان سیاسی) دوربرگردان فوری موجود است .(شهردار سابق)
** کاریکلماتورهای بالا را از مجلات مختلف جمع آوری کردم، البته بعضی هاش مال خودمه، حالا لطفا صادقانه نظرتونو درباره مطلب زیر بگید: .............................................................. بگذارید وجدانمان پاسخ دهد به چه میل داری؟ قدرت ، شهرت ، ثروت ، شهوت. برای رسیدن به کدامشان حاضریم دیگران را زیر چکمه های هوس خویش له کنیم؟ |
||
|
|
|
|
|
خردسال بودم
لبریز از کودکی کار من گریه و بازی بود، گریه شیرین! می رویم پارک، بابامی گفت، اگر گریه نکنی توپ بازی، تاب و سرسره دلم پفک می خواست، بهانه نمکی! اتل متل توتوله، عمو زنجیر باف... سالها بی تفاوت می رفت من کلاس اولی شدم بابا آب داد، آن مرد آمد... عصرها پای تلوزیون: دور دنیا در هشتاد روز حنا دختری در مزرعه، همیشه تلخ بود بچه های کوه تاراک، جکی وجیل یوگی و دوستان خانواده دکتر ارنست، همان رابینسون حالا هاکلبری فین باخانمان، پرین با آن لهجه نازش و خیلی دوست داشتنی هایی دیگر... ناگهان کودکیم را قاپیدند تاب و سرسره را، کارتون های قشنگ آغوش مامان، نوازش بابا همه را دزدیدند میگویند بالغ شدی سرشار از شهوت... درس بخوان، پارک نرو اه....نصیحت می کنند که چه راه است وچه چاه. من راه آنها را دوست ندارم پول، قدرت، سینما(یا هر کجا)البته با دوستان ناجنس(بخوانید جنس مخالف) این ها شده اموراتم شده ام نقش منفی همان کارتون ها: پینوکیو تام گربه نره وروجک مورچه خوار، شایدم آدم خوار نمی خواهم این بزرگی را. کاش کودک بودم: تاب و سرسره، کارتون میدیدم، آغوش مامان، نوازش بابا. |
||
|
|
|
|
|
من از انتهای سکوت آمده ام
من نه برای دیده شدن ، بلکه برای دیدن آمده ام آمده ام تا رقص زیبای نیلوفرم را در مرداب تنهایی اش ببینم آمده ام تا حرفهای کهنه خلوتم را از صفحه های پاره کودکیم انتشار دهم. ........................................................................................................................... من ناخدای کشتی سکوتم |
||
|
|
|
|
|
آنروز گدازه دلم را دیدم
خاکستر تازه دلم را دیدم وقتی که بروی دوش مردم میرفت تشییع جنازه دلم را دیدم. م.ک |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/21ساعت 13:58 توسط سـوتــه دل
|
||